"قلب شکسته"

تا درگهت کشاندی قلب شکسته ام را

خود می کشی بهر سو پاهای خسته ام را

در باز کن به رویم ای پشت در نشسته

تا وا کنم به رویت آغوش بسته ام را

گیرم که بگسلی بند هر لحظه ای به ترفند

پیوند می زنم باز بند گسسته ام را

شهباز همتت را پرواز ده به کویم

یا باز کن ز فتراک بال شکسته ام را

مویم سپید و رو زرد ، دل همچو لاله پر درد

از من قبول فرما گلهای دسته ام را

ای نوح عشق دریاب در پیچ و تاب گرداب

این سینه به ناحق در خون نشسته ام را

روزی که روبرویت ارفع کشد سبویت

آنروز جشن گیرم عید خجسته ام را