"حضرت سیمرغ "
"حضرت سیمرغ "
دستم بگیر و از دل غربت بدر بکش
از این رباط کهنه به کویی دگر بکش
گم گشته ام میان کویر سیاه شب
ما را به سوی هودج سرخ سحر بکش
بت ها به پرده های تصور نشسته اند
این بار نقش دست مرا با تبر بکش
دستم به دامنت ، من و یک نامه سیاه
برنامه ای سیاه،خطی مختصر بکش
عمری اسیر نفسم و دلبسته مجاز
از چاه ویل باطله هایم ، بدر بکش
ای مرغ حق!، تو را که عنایت مسلم است
تا قاف قرب حضرت سیمرغ ، پر بکش
از ما به شیخ شهر بگو دور دور توست
بار دگر ردای ریا را به بر بکش
تا مست و بی خبر شبستان مسجدیم
بر منبر مراد ، هوار خبر بکش
ارفع مپرس از چه به بی راهه رفته ایم
دستی به ساز و برگ قضا و قدر بکش
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 12:17 توسط محمدعلی عرب نژاد
|
سید محمود توحیدی (۱۳۲۲- ۱۳۷۹) متخلص به ارفع کرمانی فرزند مجدالسادات از شاعران معاصر کرمانی است و از نامآوران شعر و غزل معاصر ایران بهشمار میآید. شروع تحصیلاتش در مقطع ابتدایی و متوسطه در زادگاهش بودهاست ارفع تحصيلات ابتدائي و متوسطـــه را دركــــرمــان و تحصيلات عا لـي را در رشتـــه زبان و ادبيات فارســي در دانشگاه فردوســـي مشهد به پايان رسانـــــد و در طــــي اين دوران بود كــــه در مسابقات هنــــري كــــه بين دانشگاههاي سراسر كشــــور برگزار مي شد چهار سال متــوا لي دررشتــه هــاي داستان نويســي , مقا له نويســـي و شعر رتبـــه نخست را كسب نمـــود. ارفع ۴ سال پی در پی (۱۳۵۰-۵۴) نویسنده ی برتر کشور شناخته شد.از ارفع کرمانی غزلهای زیادی باقی مانده که به دلیل گرایشهای صوفیانه وی در حوزه عرفان قرار میگیرند.آنچه از نوشتههاو سروده های وی به جاست مجموعه غزلهایش با عنوان «یاسها و داسها» و «دیوان اشعار» و «در شهر قصه هیچ عجیبی عجیب نیست»؛ وهمچنین تالیفی است تحت عنوان«بحث انتقادی راجع به تشبیهات لیلی ومجنون نظامی و جامی». «یاسها و داسها» نخستین بار در ۱۳۷۹ به چاپ رسید و بارها با تجدیدنظر و تصحیحات تازه منتشر شد.در این مجموعه، ارفع تعدادی از غزلهای خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که میتوان گفت تعدادی از غزلهای او از بهترین غزلهای این دوران به شمار میرود.غلامحسین یوسفی که یکی از استادان دوران تحصیل ارفع در دانشگاه فردوسی مشهد بوده دربارهٔ شعر ارفع میگوید: «در غزل فارسی معاصر، شعرهای ارفع در شمار آثار خوب و خواندنی و برجسته است.