"می محبت"

مست می محبتم ، می زده از سبوی تو

از همه کس بریده ام ، آمده ام به سوی تو

همچو کبوتر حر م، بام به بام می پرم

یا به رهت رود سرم یا برسم به کوی تو

ای همه انتظار من در کفت اختیار من

جور کشی است کار من ، یار کشی است خوی تو

نقش زن قضا تویی ، جلوه تویی جلا تویی

آینه و نما تویی ، در تو  فتاده روی تو

معنی عشق ذات تو ، صدق و صفا صفات تو

واعظ عقل مات تو ، مانده ز گفتگوی تو

نای تویی نوا تویی ، نغمه تویی صدا تویی

بانگ خدا خدا تویی ، خود تو سرودگوی تو

هست شرار آه من ، مشعله دار راه من

در دلم ای پناه من ، نیست جز آرزوی تو

ای همه صنع کبریا ، رشحه رحمت خدا

معنی سوره ضحی ، وصف رخ نکوی تو

این من و های و هوی تو ، مست و خراب روی تو

خاک نشین کوی تو ، می زده از سبوی تو

ارفع و دست التجا ، نیمه شب و خداخدا

تا که ز خود شود فنا ، زنده شود به بوی تو