"هزار ژاله داغ "
"هزار ژاله داغ "
بکش به غربتم ای چرخ از این دیارخودی
که من غریب ترینم در این تبار خودی
رمق دگر به تنم نیست تا بدر ببرم
شکسته لاشه خود را ز سنگسار خودی
ز جور مردم این شهر خال زد جگرم
دلم هزار ورق شد چو گل ز خار خودی
به مرگ راضیم اما دلم به تشویش است
که پیکرم بشود خاک در مزار خودی
چو شمعدان مرصع هزار ژاله داغ
چکیده بر سر و رویم ز شعله زار خودی
نصیب گرگ بیابان مباد زخم دلی
که چاک خورده ز نیش زبان یار خودی
دعای هر شبم این است ای خدا کمرم
شکسته باد و مبادا به زیر بار خودی
تو دست خویش مکن رو به آشنا ارفع
که باز کردن مشت است شاهکار خودی
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ ساعت 8:55 توسط محمدعلی عرب نژاد
|
سید محمود توحیدی (۱۳۲۲- ۱۳۷۹) متخلص به ارفع کرمانی فرزند مجدالسادات از شاعران معاصر کرمانی است و از نامآوران شعر و غزل معاصر ایران بهشمار میآید. شروع تحصیلاتش در مقطع ابتدایی و متوسطه در زادگاهش بودهاست ارفع تحصيلات ابتدائي و متوسطـــه را دركــــرمــان و تحصيلات عا لـي را در رشتـــه زبان و ادبيات فارســي در دانشگاه فردوســـي مشهد به پايان رسانـــــد و در طــــي اين دوران بود كــــه در مسابقات هنــــري كــــه بين دانشگاههاي سراسر كشــــور برگزار مي شد چهار سال متــوا لي دررشتــه هــاي داستان نويســي , مقا له نويســـي و شعر رتبـــه نخست را كسب نمـــود. ارفع ۴ سال پی در پی (۱۳۵۰-۵۴) نویسنده ی برتر کشور شناخته شد.از ارفع کرمانی غزلهای زیادی باقی مانده که به دلیل گرایشهای صوفیانه وی در حوزه عرفان قرار میگیرند.آنچه از نوشتههاو سروده های وی به جاست مجموعه غزلهایش با عنوان «یاسها و داسها» و «دیوان اشعار» و «در شهر قصه هیچ عجیبی عجیب نیست»؛ وهمچنین تالیفی است تحت عنوان«بحث انتقادی راجع به تشبیهات لیلی ومجنون نظامی و جامی». «یاسها و داسها» نخستین بار در ۱۳۷۹ به چاپ رسید و بارها با تجدیدنظر و تصحیحات تازه منتشر شد.در این مجموعه، ارفع تعدادی از غزلهای خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد تا آنجا که میتوان گفت تعدادی از غزلهای او از بهترین غزلهای این دوران به شمار میرود.غلامحسین یوسفی که یکی از استادان دوران تحصیل ارفع در دانشگاه فردوسی مشهد بوده دربارهٔ شعر ارفع میگوید: «در غزل فارسی معاصر، شعرهای ارفع در شمار آثار خوب و خواندنی و برجسته است.